در سال 1912 میلادی کشتی عظیم و زیبای تایتانیک در انگلستان ساخته شد. این کشتی تفریحی اولین سفر خود بر روی اقیانوس آتلانتیک در سال 1912 14 آوریل را در حالیکه بیش از دو هزار مسافر داشت آغاز نمود. در میان مسافرین آن دو برادر ایرانی , اهل روستای آدا نیز دیده می شدند.
نام این دو برادر " وردا " و " الیشا " بود. وردا بسیار کوتاه قد بود و به گفته دیگران در حدود 142 سانتی متر قد داشت. و 66 کیلو گرم وزن. برادرش الیشا که از او کوچکتر بود با قد 192 سانتی متر 95 کیلو گرم وزن داشت.
تایتانیک بیش از 200 کیلومتر از سفرش را آغاز نکرده بود که به یک کشتی بیگانه دیگر رسید. کشتی بیگانه با نگرانی به کاپیتان تایتانیک هشدار داد که یک قطعه عظیم کوه یخی از شمال اقیانوس درحال حرکت است ! اما کاپیتان مغرور کشتی عظیم تفریحی با افتخار جواب داد که کشتی عظیم او آن قطعه یخ را تکه تکه خواهد کرد! اما در شب 14-15 آوریل آن کوه یخ با کشتی برخورد کرده و آنرا دو تکه کرد و کشتی شروع به غرق شدن نمود!
کاپیتان دستور داد تا تمامی زنان و کودکان و افراد مسن را سوار قایق های نجات کنند. دیگر افراد کشتی که بیش از 1000 نفر بودند از ترس جان خود را در آب رها کردند تا غرق نشوند. و این دو برادر نیز که جایی درقایق ها برایشان نبود خود را در اقیانوس رها کردند!
! آنها دستهایشان را به صندوقی گرفته و به مدت 8 ساعت در حالیکه بدنشان مجروح شده بود بر روی آب ماندند.
در همین زمان یک کشتی فرانسوی بنام " فیلیپار" در حین عبور از آن مسیر تعدادی از مسافرین بر روی آب را نجات داده و سوار کشتی خود کرد. ولی متاسفانه این کشتی که در حال رفتن به انگلستان بود در میانه راه آتش گرفت و بهمراه 44 سرنشینش غرق شد. بار دیگر دو برادر بر روی آب ماندند! تا اینکه کشتی دیگری به نام " فریجیت " تمامی سرنشینان باقی مانده تایتانیک و این دو برادر را از روی آب برداشته و آنها را به انگلستان رساندند!
بعد از گذشت زمان و التیام یافتن زخمهایشان, برادر بزرگ " وردا " به روسیه رفت. ولی "الیشا " به ایران نزد خانواده اش برگشت و در روستای "آدا "- ارومیه ماند.
" وردا " دو دختر داشت بنام های " اویگل و لیدا" و دو پسر بنام های " امیر خاص و توما" . بعد از کمونیست شدن روسیه این خانواده از روسیه خارج شدند و به روستای "ادا" -اورمیه برگشتند. در مدت 50 سال تمامی اعضا خانواده ی " وردا " به مرگ طبیعی فوت کردندبجز خود " وردا" !!!! او در یک برکه کم آبی که در کنار کلیسای " مار دانیال " روستای آدا - ارومیه می باشد در روز عید مار دانیال افتاد و خفه شد!! وردا در حالیکه در کنار برکه در حال تماشای کودکانی بود که در برکه شنا می کردند و هوش و حواسش را برده بودند از روی سنگی که بر آن نشسته بود درون آب افتاد و خفه گشت. در زمان مرگش او 80 سال عمر داشت.

و اما برادرش " الیشا " شاهد جنگ جهانی اول در سال 1914 بود. او و خانواده اش (همسرش ،چهار پسرش و دو دخترش) و بسیاری دیگر شهر را تخلیه و از ارومیه به سوی تهران و عراق کوچ کردند

. ولی متاسفانه " الیشا و خانواده اش حتی نتوانستند تا همدان نیز برسند و در میان راه از گرسنگی و بیماری همگی جان خود را از دست دادند. تا به امروز نیز قبور این خانواده یافت نشده است و جای دفنشان مشخص نیست !
جالب اینجاست این دو برادر به همان شکلی مردند که سرنوشت برای آنها رقم زده بود،یعنی مرگ با آب و سرما!

هیچ یک از ما نمی دانیم چه روزی و به چه صورتی خواهیم مرد!!!!!